العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

408

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

اگر ضامن فقير باشد و طلبكار نداند پس از آگاه شدن خيار فسخ دارد و اگر فقير باشد و طلبكار بداند و قبول كند خيار فسخ ندارد دينى كه مدت آن بسر آمده جائز است كسى ضامن شود كه پس از مدتى بدهد و عكس آن هم صحيح است يعنى آن كه مدتش نرسيده ضامن شود كه نقد پردازد . اگر ضامن به تقاضاى مديون دين او را به گردن گرفت پس از ادا مىتواند از مديون بگيرد آن چه به بينه ثابت شود اما اگر تقاضا نكرده ضامن شد حق مطالبه ندارد . هر گاه طلبكار به كمتر از دين راضى شد و از ضامن كمتر گرفت ضامن هم بايد به همان مقدار كمتر رجوع كند به مديون و آن را مطالبه كند نه همه دين را . شروطى كه در همه عقود لازمه مراعات مىشود بايد در ضمان هم مراعات كرد مانند بلوغ و عقل و رضا و اختيار . ورشكسته اگر چه نمىتواند مال خود را بفروشد و ببخشد باز ضمان او صحيح است الا آن كه از اموال موجود خود نمىتواند ادا كند و بايد پس از تقسيم اين اموال و رفع محجوريت از جاى ديگر بپردازد و نيز شرط است ضامن تعيين كند همه دين را ضامن است يا مقدارى معلوم و مشخص و اگر مبهم بگويد مقدارى از دين